نوع فایل: word
قابل ویرایش 30 صفحه
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A»
گرایش: تاریخ جهان
مقدمه:
ایجاد جو ترس و وحشت با قتل و غارت های بی دلیل و نامرئی تهدید و ارعاب از طریق گوناگون ترور نامیده می شود. و به طور کلی ترور مارکی است برای بسیج افکار عمومی علیه هر فرد یاگروه و نظام و مکتبی که در برابر آمریکا و امپریالیسم غرب به کار می رود.
و ترور روشی نیست که همیشه به تنهایی مورد استفاده مارکیست ها قرار می گیرد بلکه به طور کشورهای سرمایه داری و گروه های راست گرا از همان روش و وسایل اقدام به ترور و ایجاد وحشت می نماید و ویژگی اصلی ترور سیر اشاعه و وحشت است.
درتروریسم ترور هدف نیست بلکه وسیله ای است و وسیله بسیار مهم برای تحصیل وصول به هدف می باشد و قبل از هر چیز باید بگوئیم هر عمل خشونت بار ترور نمی باشد یعنی نباید درگیری بین دو نفر و یا دیوارهای خشونت بار فردی را جز این تعریف به حساب آوریم برای ایجاد یک نظام اجتماعی عاری از خشونت و ترور به جای اینکه اعمال خشونت بار را با مجازات و تنبیه بازداشت بدون شک سالم ترین اصلاح شرایط به وجود آورنده و مشروع نشان دهنده اعمال خشونت و ترور می باشد اقدام به یک عمل خشونت بار همیشه یک روش قانونی مشروغ نیست حتی حوادث خشونت بار در بعضی موارد از کشورها می تواند به عنوان یک وسیله کنترل و یا یک وسیله تغییرات سیاسی به کار می رود.
و تلاش های جهانی برای مبارزه با ترور مساله را با کنار گذاشتن این و چه کار باهداف سیاسی مورد ارزیابی قرار داده و از نظر حفظ نیروی حاکم و موقعیتشان مورد توجه قرار می دهد.
تاریخ معاصر ایران بدون شک پیچیده ترین دوره تاریخی این سرزمین است زیرا در این دوره جامعه ما با تبعیت از تحولات بین المللی تن به شدید ترین دگرگونی ها در تمامی زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی داد.
تا سالهای اول قرن بیستم سازمان اجتماعی و ساختار سیاسی کشور هنوز مبتنی بر علائق قومی، قبلیه ای و احساسات و باورهای سنتی بود در این سال ها فقط از کل جمعیت ده میلیونی کشور در شهرها زندگی می کردند در حالی که ماکس وبر جامعه شناس آلمانی یکی از شرایط توسعه پذیری اقتصادی را حجم بالای شهر نشینی می داند.
نه تنها پائین بودن سطح شهر نشینی بلکه ایران دردوره مورد مطالعه هیچکدام از شرایط توسع یافتگی و تحول پذیری سیاسی اقتصادی را نداشت دور افتادگی شهر ها با شرایط اقتصادی فرهنگی متقارن و حتی متضاد و جدئی شهر از روستا و جدائی مردم از یکدیگر پائین بودن سطح فرد اجتماعی- بی تفاوت بودن نسبت به نوع و رفتار حاکمیت نگرش تقدس آمیز نسبت به شاه و حاکم و بی رقیب و معارض بودن شاه سست بودن عوامل همبستگی ملی و حاکم بودن عواطف بیگانه گریزی در میان مردم و حکومت کشور ما را در یک محیط مسدود و شرایط محدود قرن توده ها و شهرها موجب شده بود تا حس مشارکت پذیری و تحول خواهی در میان ما رشد نکند اما این شرایط بر سرعت متحول گردید زیرا تحولات سریع سرمایه داری در غرب و بروز انقلاب بروژوا و موکراتیک و اصلاحات اجتماعی، مذهبی به صنعتی طی قرن نوزدهم دنیای غرب را با کمبود مواد خام و بازار فروش کالا روبرو کرد.
فهرست مطالب:
ترور و تروریسم
دوران تاریخی ترور
دین و ترور
فعالیت بر ضد ترور
ریشه های خشونت و ترور
استراتژی تروریستی و سیستم سازمانی
ترور و جرم شناسی
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات33
NRBCs
گویچههای قرمز نارسی هستند که در خون محیطی نوزادان تازه متولد شدة سالم
یافت میشوند. بلافاصله بعد از تولد کاهشی سریع در شمارش سلولهای بنیادی
خونساز عمدتاً در نوزادان سالم دیده میشود. افزایش شمارش NRBC بندناف
بعنوان یک شاخص هیپوکسی داخلی رحمی جنین بصورت حاد و مزمن و بعنوان یک
پیشگوییکنندة نتایج بدنوزادی پیشنهاد شدهاست (نظیر درجة آپگار پایین،
اسیدمی نوزادی، نیاز به پذیرش در واحد مراقبت نوزدای و تشنجهای نوزادی
زودرس (1)).
هدف اصلی از مانیتورینگ ضربان جنین بهبود نتایج پرهناتال
با تشخیص زودرس هیپوکسی جنین بوده است، برای این منظور مانیتورینگ قلب جنین
بطور گستردهای در طی زایمان در دسترس قرار گرفت (2).
از طرفی مطالعات
خوب کنترل شده مشخص کرده است که روش سمع متناوب با مانیتورینگ مداوم جنینی
وقتی در فواصل زمانی خاص و با نسبت یکبهیک بین پرستار و بیمار انجام شود
کارایی یکسان دارد (3).
بنظر میرسد هم افزایش NRBC بندناف و هم الگوهای
غیرطبیعی ضربان قلب هیپوکسی جنینی را منعکس میکنند. مطالعات قبلی نشان
داده که در هیپوکسی جنینی شمارش NRBC در طناب نافی افزایش مییابد، از طرفی
بین الگوهای غیرطبیعی ضربان قلب و هیپوکسی جنینی رابطه وجوددارد (1).
ارتباط
بین NRBC و الگوهای ضربان قلب از طریق سمع متناوب کمتر مورد توجه قرار
گرفته است، بنابراین هدف از انجام این تحقیق بررسی ارتباط بین الگوهای
غیرطبیعی ضربان قلب جنین در یکساعت آخر زایمان و شمارش NRBCs بندناف
میباشد.
این الگوها شامل: تاکیکاردی، برادیکاردی، افت زودرس،
افتدیررس، افت متغیر و افت طولانی میباشد. با توجه به اینکه مانیتورینگ
جنین در این تحقیق به روش Doppler ultrasound Fetal Heart Detector و به
طریق متناوب انجام میشود تعیین وجود یا حذف تغییرپذیری ضربان قلب و فاصلة
آخرین تسریع ضربان قلب تا زایمان که در مطالعات قبلی بعنوان شاخص قابل
اعتماد پیشگوییکنندة جنین غیرهیپوکسیک مطرح شدهاست (1) امکانپذیر
نمیباشد.
بازنگری منابع و اطلاعات موجود
در مورد الگوهای ضربان قلب جنین در سیرلیبر و NRBC بندناف مطالعات متعددی صورت گرفته که به پارهای از آنها اشاره میشود:
•
Jeffrey P. & Ahn در مقالهای با عنوان گریچههای قرمز هستهدار؛
شاخصی برای آسفیکسی جنین در 1995 در مجلة obstet Gynecol مطالعهای را برای
تعیین ارتباط بین حضور NRBC و انسفالوپاتی هیپوکسیک – ایسکمیک و معایب
نورولوژیک طولانی مدت نوزادی طراحی کردند. در این مطالعه NRBC بندناف
نوزادان تک قل با مشکل نورولوژیک با نوزدان سالم مقایسه شدند. آنها نتیجه
گرفتند که نوزادان دچار مشکل فوق سطح NRBC بالاتری داشتند. از طرفی مدت
پاکشدن این گریچهها از خون در گروه اول بیشتر بود. بنابراین نتیجه گرفتند
که NRBC میتواند به تشخیص حضور آسفیکسی جنینی کمک کند و وقتیکه آسفیکسی
نزدیک به تولد اتفاق بیفند تعداد پایینتری NRBC در خون حضور دارند لذا این
گریچههای هستهدار میتوانند در زمان صدمه نورولوژیک کمک کننده باشند
(4).
• در مطالعة Kathleen & Kusseil در 1999 با عنوان NRBC بعنوان
یک شاخص اسیدمی در نوزادان ترم ارتباط بین NRBC بندناف نوزادان ترم و دیگر
شاخصهای احتمالی هیپوکسی جنینی بررسی شد. نتیجة مطالعه این بود که شمارش
گریچههای قرمز هستهدار بطور قابل توجهی در نوزادان ترم متفاوت است.
افزایش NRBC با اسیدمی، مکونیوم و پذیرش NICU ارتباط داشت (5).
•
Serafina &Marina در 1999 در تحقیقی با عنوان گریچههای قرمز زمان تولد
بعنوان شاخص آسیبمغزی پرهناتال، ارزش پروگنوستیک NRBC بدو تولد در مورد
نتایج نوزادی و آسیب مغزی پرهناتال در نوزادان در معرض خطر آسیب نورولوژیک
بررسی شد. ارتباط قابل توجهی بین شمارش گریچههای قرمز هستهدار و سن
حاملگی و آپگار دقیقه اول، PH، base deficit، کسر O2 مصرفی، محتوی O2 خون و
وزن تولد وجوددارد. نهایتاً آنها نتیجه گرفتند شمارش NRBC در زمان تولد نه
فقط منعکسکنندة نتایج نوزادی ثانویه به هیپوکسی پرهناتال است بلکه اندکس
قابل اعتمادی از آسیب مغزی پرهناتال نیز میباشد (6).
• Sean &
Honor & Soina در مقالهای با عنوان ارتباط بین NRBC و تشنجهای زودرس
نوزادی زمان آسیب نورولوژیک در نوزادان با تشنجهای زودرس را از طریق
ارزیابی سطوح NRBC بررسی کردند. آنها متوجه شدند که در گروه مبتلا سطح NRBC
در مقایسه با گروه کنترل بالاتر بود. آنها این فرضیه را مطرح کردند که
آسیب نورولوژیک منجر به تشنجهای زودرس نوزادی اغلب قبل از دورة زایمان
اتفاق میافتد (7).
...