پایان نامه بحران ملی آلودگی منابع آب و سیاستهای دولت برای مقابله با بحران
توضیحات محصول :این تحقیق( پروژۀ دورۀ کارشناسی ) به بررسی بحران ملی آلودگی منابع آب و سیاستهای دولت برای مقابله با بحران پرداخته .که در4بخش با فرمت ورد در 171 صفحه و قابل ویرایش برای دانشجویان گرامی تهیه شده است.
دانلود پایان نامه بحران ملی آلودگی منابع آب و سیاستهای دولت برای مقابله با بحران
مقدمه
مسأله¬ی آلودگی یکی از مهمترین و حادترین مسائل ناشی از تمدن انسانی در جهان امروز به شمار
می¬رود؛ چرا که از اعماق چند هزار متری زمین گرفته تا معادن، آبهای تحت الارضی، بیوسفر، تروپوسفر و حتی در داخل هواپیماهای بلند پرواز و جو خارجی زمین، چرخه و سیستم حیات را مورد تهدید قرار داده¬است. مولکول آلاینده¬ای که امروزه از کارخانه یا منبع آلوده کننده¬ی دیگری مثلاَ در اروپا، وارد محیط می¬شود، اگر تجزیه نشود یا تغییر شکل ندهد، احتمالاَ بعد از چندی می-تواند در ریه¬ی انسانهایی که در قلب جنگلهای آفریقا یا دشتهای وسیع آسیا زندگی می¬کنند وارد شود. آلودگی برای افراد مختلف مفهوم و معنی متفاوتی دارد. مردم معمولی ممکن است تحریک چشم ناشی از یک گاز یا آب¬آلوده را آلودگی به حساب آورند. برای کشاورزی که یک عامل به گیاهان یا حیواناتش آسیب می¬رساند آلودگی محسوب می¬شود؛ اما هرگاه بخواهیم تعریف جامع و کلی و در عین حال ساده و همه فهمی برای آلودگی محیط زیست در نظر بگیریم چنین می¬توان گفت که آلودگی محیط عبارت است از «وجود یک یا چند ماده¬ی آلوده کنند در محیط زیست به مقدار و مدتی که کیفیت یا چرخه¬ی طبیعی را به¬طوری که مضر به حال انسان یا حیوان، گیاه و یا آثار و ابنیه باشد، تغییر دهد. به بیان ساده¬تر هرگاه ماده یا موادی بیگانه با غلظتی خاص وارد عناصر محیطی شوند و تعادل طبیعی آنها را بر هم بزنند صحبت از آلودگی می¬شود.» اینکه جهان کنونی با بحران محیط زیست روبه¬رو است، مسئله¬ی تازه¬ای نیست که اینجا از آن صحبت شود. کتابها و مقاله¬های بسیاری روزانه در سراسر جهان منتشر می¬شود که هشدار دهنده¬ی این مسئله است. در کشور ما هم تا کنون کتابهای زیادی منتشر شده، مقاله¬های زیادی منتشر شده و روزنامه¬ها و نشریات بارها و بارها به این نکته¬ی مهم پرداخته¬اند که تکرار آن اینجا ضرورتی ندارد و از موضوع بحث دور است. چیزی که حائز اهمیت است و کارشناسی تخصصی می¬طلبد این است که به طور ویژه در ایران برای مقابله با این آلودگیها چه اقداماتی شده است؟ سازمانهای متولی محیط زیست تا چه اندازه توانسته¬اند در این راستا موفق عمل کنند و باری از آلودگی روزافزون محیط زیست ایران را بردارند؟ آن هم در کشوری که با بحران محیط زیست روبه¬رو است و این را همه می¬دانند؛ حتی عموم مردم، هرچندکه این مطلب را ابتدایی درک کرده باشند؛ چه اینکه مردم ایران هر روز شاهد آلودگیهای بسیاری هستند؛ از آلودگی هوای شهرها گرفته تا طعم بد آبی که استفاده می¬شود. طراوت جنگلها و رودخانه¬ها و دریاهای زیبای ایران از بین رفته و مردم به طور فزاینده¬ای با این بحران روبه¬رو هستند و شاید وقت آن رسیده باسشد که صراحتاٌ اعلام شود اگر فکری به حال این معضل نشود آلودگی همچون یک بمب ساعتی عمل می¬کند و بالاخره روزی منفجر می¬شود و آنگاه تمام سازمانهایی که خود را مدافع این مهم می¬دانند باید پاسخگو باشند
بخش اول: درآمدی بر آلودگی آب
1. آلاینده¬های آب و تأثیرات آنها بر حیات انسان از نظر مقدار و حجم، 2/97 درصد از آبهای موجود در سیاره¬ی زمین در اقیانوسها و دریاها انباشته شده¬است. حجم آبهای شیرین در جهان بسیار کم و فقط 8/2 درصد کل آبهاست. از این میزان نیز، مقدار زیادی به شکل یخ در یخچالهای قطبی و کوهستانی(15/2 درصد) و آبهای زیرزمینی
(62/0 درصد) قرار دارد و تنها 0001/0 درصد از کل حجم آبهای جهان در دسترس انسان است. این میزان نیز با توجه به عوامل بسیاری در معرض آلودگی قرار دارند.
بسیار حائز اهمیت است و لازم است چگونگی آلودگی آب از جنبه¬های مختلف مورد بررسی قرار گیرد:
الف- مقایسه آلودگی و پاکیزگی آب: آلودگی، انحراف از پاکیزگی است. وقتی موضوع آلودگی محیط زیست مطرح می¬شود، بیش از آنکه منظورمان انحراف از یک حالت پاکیزه باشد، منظور انحراف از یک حالت معمولی است. این ماده که به طور وسیعی در همه جا گسترده، حلالی خوب و به¬طور طبیعی هرگز به صورت کاملا خالص یافت نمی¬شود. حتی در غیرآلوده¬ترین نواحی جغرافیایی،آب باران شامل گازهای n2,co2,o2 محلول در آن است و همچنین گرد و غبار یا ذرات معلق در اتمسفر به صورت تعلیق در آب حل می¬شوند. آب چشمه¬ها و آبهای طبیعی سطحی معمولاً شامل ترکیبات حل شده از فلزاتی نظیر می¬باشند
با فرمت قابل ویرایش word
تعداد صفحات:225 صفحه
تکه های از متن به عنوان نمونه :
مقدمه
فصل اول
1.1. تاریخ وجود قبل از هراکلیتوس و پارمنیدس
1. 1. 1 هومر- هسیود- سولون
2. 1. 1 onta
3 .1 . 1 مدلول لفظ « است » و بودن ( einai) و حقیقت ( aletheia )
4 . 1. 1 برخی صفات وجود
2 .1 وجود نزد پارمنیدس
1 .2 .1 Existant
2. 2. 1 تفاوت روش پارمنیدس و روش ملطی ها
3. 2. 1 برخی صفات وجود نزد پارمنیدس
1. 3. 2. 1 بساطت وجود و عدم تجزی آن - همگونی وجود
2 .2 .2 .1 وجود به وجود نمی آید و از بین هم نمی رود. و نفی زمان از ساحت وجود
3 . 3 .2. 1 محدود بودن وجود
4 .3 .2 .1 کروی بودن وجود
5 .3 .2 .1 غیر متولد بودن وجود
3 .2 .1 مدخلی برای هم سخنی با هراکلیت:
فصل دوم
1 .2 . تاریخ لوگوس
1 .1 .2 لغت لوگوس
2 .1 .2 لوگوس نزد هومر، هسیود، سولون، فیثاغورث
2 . 2 لوگوس نزد هراکلیت
1 .2. 2 رسالتی از جانب لوگوس
2 .2. 2 صفات لوگوس در هراکلیت
3 . 2 . 2 لوگوس و قانون طبیعت
4 . 2 . 2 اشتراک لوگوس نزد همگان
فصل سوم
1 .3 چیستی ادراک
1. 1. 3 gignoskein (شناختن) (بازشناختن)
2 .1 .3 Synesis
3 .1 .3 Sophos
4 .1 .3 eidenai (دانستن)
5 .1 .3 noein
6 .1. 3 episteme
7 .1 .3 phronein
8 . 1. 3 doxa
فصل چهارم
1 .4 ملاحظات اسطوره ای دربارة تعریف وجود از خودش
2. 4 کیفیت ادراک وجود نزد پارمنیدس
1 .2 .4 شگفتی های مقدمه
2. 2. 4 دو راه تحقیق exist و not exist (okestin , estin)
3. 2. 4 شناسائی به کمک اسماء یا علائم (Sema)
4. 2. 4 یک چیز است که میاندیشد و مورد اندیشه قرار میگیرد و میگوید و گفته میشود و هست !
3. 4 کیفیت ادراک لوگوس نزد هراکلیت .
1. 3. 4 اختفای وحدت به کثرت
2 . 3 . 4 اهمیت راه یافتن به لوگوس
3 . 3 .4 اشتراک لوگوس نزد همگان و جستجوی در خویش
4 . 3 . 4 مسئله خواب و بیداری - جایگاه روح
5. 3. 4 خدا و درک او در اندیشه هراکلیت
فصل پنجم
1. 5 تقابل اندیشه پارمنیدس و هراکلیتوس
2 . 5 رابطه وحدت و کثرت نزد پارمیندس
1 . 2 . 5 مسئله حواس
2 . 2 .5 قبیله میرندگان
3 . 2 . 5 نسبت حواس و عقل
4 . 2 .5 حمل مجازی «هست» بر کثرات - نام گذاری و اراده
3 . 5 رابطه وحدت و کثرت : چیستی کثرت نزد هراکلیتوس
1. 3 . 5 وحدت و کثرت
2 . 3 . 5 مسئله اضداد و رابطه کثرت و وحدت
3 . 3 .5 مسئله حرکت دائم در رابطه کثرت و وحدت
4 . 3 .5 آتش و مسئله رابطه وحدت و کثرت
کلام آخر
فهرست منابع
مقدمه
موضوع این رساله چگونگی ادراک وجود نزد پارمنیدس و هراکلیتوس است . اهمیت این مسئله ازآن جا ناشی می شود که پس از پدیدآمدن شکاف معرفت شناسی میان فاعل شناسا و متعلق شناسایی که در دوره جدید مورد تأکید قرار گرفت ، عده ای از متفکرین که منتقد انحصار روش شناخت در این نوع خاص شاخت مبتنی بر شکاف معرف شناختی بودند کوشیدند در اندیشه های موجود در جریان تاریخی اندیشه غرب در پی متفکرینی بگردند که به گمان ایشان در آن ها ما با شناختی از نوعی دیگر مواجه هستیم . دو تن از این اندیشمندان بی شک پارمنیدس وهراکلیتوس هستند . در این رساله تلاشی شده است در جهت درک درست کیفیت شناخت عالی ترین حقیقتی که هر یک از این دو متفکر در منظومه فکری خود از آن خبر داده اند . روشن است که انتخاب عنوان کیفیت ادراک وجود نزد پارمنیدس وهراکلیتوس به ما این معنی را انتقال می دهد که گویی این هر دو از وجود سخن گفته اند لذا در مورد این عنوان توضیح زیر لازم است : لغت وجود در اصطلاح سنت فلسفی کشور ما ، پس از ملاصدرا قرین نوعی خارجیت اصالت ، وحدت و فراگیری است . جستجوی از چگونگی درک شدن وجود به معنایی که ما امروز از ان در سنت فلسفی خود می فهمیم ، در واقع پرسیدن سوالی است از دو اندیشمندی که در فضایی اندیشیده اند که از رنج های معرفت شناسانه دنیای معاصر فارغ بوده است . در واقع پرسیدن این سوال است که عالی ترین حقیقتی که شما در اندیشه خود آن را درک می کردید چگونه درک می شود . برای مثال عنوان این رساله را می شد کیفیت ادراک عالی ترین حقیقت نزد پارمنیدس و هراکلیتوس گذاشت . البته در آن صورت ممکن بود کسی انتقاد کند که مثلاً مگر در پارمنیدس حقایق متعدد وجود دارد که شما از عالی ترین آن ها سخن می گوئید و قص علی هذا … ، هنگامی که موضوع این رساله به هیئت داوری موضوع تقدیم شد ، به صورتی کاملاً عادی من از بستر فکری خویش که فضای فلسفی کشور ماست این سوال را از پارمنیدس و هراکلیت پرسیدم و پس از تصویب این موضوع و پس از کاربر روی آن دریافتم که عناوین دقیق تری نیز برای آن ممکن بود . به هر حال امیدوارم اکنون مقصود روشن باشد .
ناگزیر می باید تحقیقی می شد در مورد تاریخ لفظ وجود و لفظ لوگوس تا معلوم شود پیش از پارمنیدس وهراکلیت این کلمات به چه معنایی استفاده شده اند این کار در 1 . 1 و 1 . 2 انجام شده است . سپس با مراجعه به متن قطعات این دو، به بررسی وجود و لوگوس در منظومه فکری آن ها پرداخته شده است . این کار را به این صورت ارائه شده که برخی از اهم صفات وجود و لوگوس بر اساس نظر این دو به صورت مجزا استخراج و تبیین شده است . ( در 2 . 1 به بعد و 2 . 2 به بعد )
در فصل سوم به دلیل این که سروکار این رساله از یک طرف با مسئله ادراک بوده است اقسام مختلف درک کردن تا حد امکان ، در اندیشه یونانیان باستان استقصا شده است و 8 نوع مختلف درک کردن مورد اشاره قرار گرفته است .
در فصل چهارم در واقع اندیشه اصلی این رساله ارائه شده است که وجود برای پارمنیدس و لوگوس برای هراکلیت خود معرف خود میباشد. در ارائه این مطلب کار از برخی ملاحظات تاریخی و اسطوره ای آغاز شده و سپس به تبیین نظرات این دو پرداخته شده است.
در فصل پنجم ، با فرض درستی تلقی این رساله از کیفیت ادراک وجود نزد پارمنیدس و هراکلیتوس به بررسی حل مسئله رابطه کثرت و وحدت نزد این دو پرداخته شده است . چرا که اگر چه هم پارمنیدس و هم هراکلیتوس قائلند عالی ترین حقیقتی که می شناسند خود معرف خود است ولی در تبیین رابطه این حقیقت اعلی باکثرات هر یک تبیینی خاص ارائه کرده اند . در بخش آخر نیز که تحت عنوان کلام آخر آمده است تلاشی شده است در جهت تبیین این مطلب که تفاوت آن چه این دو اندیشمند بدان قائل بودند با دستگاه های فکری که پس از آن ها آمده است چیست ؟ روشن است که در حین تحقیق نتایجی نیز حاصل شده است ـ که اگر چه از جریان موضوع اصلی این رساله خارج است ولی به نوعی تفسیر نویی است البته تقریباً نو ! ـ از برخی بحث های موجود در تفسیر پارمنیدس و هراکلیتوس . از آن جمله تلقی خاص این رساله از okestin و estin نزد پارمنیدس ، و تفسیر ویژه از کروی بودن وجود نزد او ـ که در فصل های یک و چهار به آن ها اشاره شده است ـ هم چنین تبیین خاص این رساله از «راه گمان» که بر خلاف تفسیر رایج است و چگونگی ارتباط وحدت و کثرت در پارمنیدس که در فصل پنجم مورد بحث قرار گرفته است . در هراکلیت نیز دو نکته نسبتاً جدید وجود دارد : یکی کیفیت خاص ادراک وجود نزد هراکلیت است که به شکلی که این جا مورد بحث قرار گرفته است ـ در فصل چهارم ـ در سایر منابع مشاهده نشد و دیگری تبیینی است که به لحاظ معرفت شناختی از کیفیت ادراک وجود نزد هراکلیت ارائه شده است ـ در فصل پنجم ـ که تقریباً جدید است .
در کار تحقیق دریافتم که پر ثمر ترین روش مطالعه مراجعه به متن فیلسوف است . با بدست آوردن چند ترجمه انگلیسی کوشیده ام ابتدا معنای خود متن را به درستی دریابم. (نباید پنهان کنم که در مواجهه با متن ذهن انسان دچار فوران معنا می شود) سپس به شرح مراجعه کرده ام . در فهرست منابع ، کتاب ها را به ترتیب کثرت استفاده فهرست کرده ام .
1.1. تاریخ وجود قبل از هراکلیتوس و پارمنیدس[1]
معروف است که سیسرون گفته است: “نشان یک ذهن کندوکودن این است که تنها به دنبال جویها روان می شود و سرچشمه ها را نمی بیند”. واقعیت فعلی فلسفه در کشور ما این است که اگر کسی به خوبی با میراث فلسفی رایج ما آشنا باشد نمی تواند از اندیشه راجع به وجود فارغ باشد. اگر ما نخواهیم بنا به حکم سیسرون انسانی کندوکودن باشیم لازم است در پی سرچشمه هایی باشیم که این جریان فکری از آنها سیراب می شود. لزومی ندارد در یک نوشته تخصصی اشاره شود که این سرچشمه ها را باید در یونان جست- یا لااقل یکی از جاهایی که باید مورد کاوش قرار داد یونان است- و ایضاً ضرورتی ندارد که بگوئیم وجود در یونان باستان با نام پارمنیدس گره خورده است. در هر اکلیت نیز ما با ایده هایی مواجه هستیم که رابطه ای تنگاتنگ با این مسئله دارد و از آن رو که بخش های آتی این رساله اساساً به همین دو خواهد پرداخت ضروری است. که در آغاز در ما بازای لفظ وجود پیش از این دو کاوشی انجام شود، هدف از این جستجو روشنکردن فضایی است که هراکلتیوس و پارمنیدس در آنها تنفس میکردهاند. و ارائه تلقی است از وجود که ایشان میراث دار آن بوده اند و اندیشه خویش را بر آن بنا کرده اند.
[1] . به منظور ارائه صحیح برداشتی که در فصل 4و5 این رساله مورد نظر بوده است پیش کشیدن پارهای مقدمات ضروری به نظر می رسید بنابراین سه فصل اول این نوشته به ارائه این مقدمات می پردازد. روشن است که در هر تفسیری، مفسر مقدماتی را اخذ می کند که به گمان او صحیح است. نگاهی که در سه فصل آغازین کتاب برگزیده شده است نیز از این قاعده مستثنی نیست. برای روشن تر شدن مطلب باید اضافه کنم که بخش مهمی از مقدمات بسیار سازگار با تفسیر نهایی این رساله از دو کتاب سرآغازهای فلسفه نزد یونانیان و الاهیات فیلسوفان یونان باستان اخذ شده است (بخش های 1.1 و 2.1 و 3.1) نویسنده کتاب اول زبان شناسی آلمانی است (که به گمان من البته بیش از یک زبان شناس است) به نام “شادوالت” که بسیار متاثر از هایدگراست و دیگری “ورنریگر” متخصص کم نظیر فلسفه یونان باستان است که ایده اصلی اش در این کتاب- بخصوص نزد هراکلتیوس و پارمنیدس- رنگ دینی داشتن این بخش از تاریخ فلسفه است. اگرچه من از منابع متعدد دیگری استفاده کرده ام ولی باید اذعان کنم که در اخذ مقدمات کارمن جهت گیری خاصی دارد که امیدوارم ذکر کردن دو نام بالا آن را برای آشنایان با فلسفه روشن ساخته باشد در پایان باید تذکر دهم که آن چه در بخش 1.1 آمده است گزینشی است از بخش های مختلف کتاب شادوالت که به آن برداشت ها و تفسیرهای خود را افزوده ام. لذا ارجاعات آن شماره فصلهای مختلف این کتاب است مگر خلاف آن را تصریح کنم. اضافه این که اگرچه در تمام کار از راهنمایی های استادم جناب آقای دکتر بهشتی استفاده کرده ام اما به طور خاص در مورد کتاب شادوالت یک سپاسگزاری مضاعف نیز به ایشان بدهکارم. چرا که قبل از چاپ ترجمه بسیار مفصل این کتاب که توسط ایشان و همکارانشان در حال تهیه است این لطف را نسبت به من داشتند که بتوانم از کل این در حدود هفتصد صفحه استفاده کنم. این کتاب منبع بی نظیری است از نکات نغز و فکر برانگیز فلسفی و من گمان می کنم جزو اولین فارسی زبانانی باشم که به لطف ترجمه سلیس و روان آقای دکتر بهشتی و دست و دلبازی ایشان در قرار دادن این ترجمه در دسترس من می توانم از نکات کارساز آن به عنوان مقدمات بحث خود استفاده کنم. از این بابت از ایشان سپاسگزارم.